22 آبان 1397
مرکز رصد تروریست حقیقی

پیشمرگ فعلی کومله علیزاده که حبیبه عبدالهی نام دارد به نام مستعار « هتاو » معروف است. وی 5 سال متمادی پیشمرگ حزب منحله دمکرات کردستان بوده و هم اکنون پیشمرگ کومله علیزاده است.

شاید آن روزهایی که در تابستان 1392 پایگاه اینترنتی امارت خودخوانده قفقاز اخبار تکاپوهای شبه نظامیان قفقازی در صف تروریست های سوریه و به ویژه «جیش مهاجرین و انصار» را با آب وتاب بازتاب می داد، کمتر کسی فکر می کرد...

مسؤل و بنیادگذار بلک واتر و ارتش مزدور مورد اعتماد دیک چینی و رامسفیلد ، آقای اریک پرینس است که یک مسیحی افراطی است و عظمت طلب . خانواده اریک پرینس از فعالین حزب جمهوری خواه آمریکاست که خدمات بی شائبۀ به دست راستی های افراطی کرده است . او هنوز 19 ساله بود که مبلغ 15 هزار دلار به کنگره ملی جمهوری خواهان اهدا کرد .

طالبان، جوانانی از مکتب دیوبند هستند که با زندگی در نظام قبیله­ای و تحصیل در مدارس دینی دیوبندیه افغانستان و یا مهاجرت به پاکستان و تحصیل در مدارس وابسته به جمعیت علمای اسلام پاکستان، رشد یافتند. تا زمان شکست ارتش سرخ شوروی در افغانستان، نام و نشانی از آن‌ها دیده نشده است و بلکه تنها شماری از کسانی که بعدا جزء رهبران آنان قرار گرفتند، با برخی گروه‌ها همکاری نظامی داشتند، اما پس از شکست شوروی و آغاز جنگ داخلی میان اقوام داخلی افغانستان، یک‌باره در منطقه استراتژیک قندهار، گروهی به‌نام طالبان سر برآوردند.

اولین و گسترده­ترین سازمان جهادی سلفی بین­المللی که با شعارهای اسلامی و متأثر از تفکرات ابن­تیمیه توانست نقاب زشت تروریسم را درصحنه جهانی، بر چهره اسلام و مسلمانان تحمیل کند، سازمان القاعده بود که پس از عملیات یازده سپتامبر به­ نمادی برای کشتار تبدیل شد. این تشکیلات تروریستی در ابتدا پرچم مبارزه علیه آمریکا و صهیونیست را برافراشت، اما پس از مدتی شمشیر تکفیر و کشتار را بر گردن ملت­های مسلمان در کشورهای مختلف قرار داد و بیشترین ضربه­ها را به جوامع اسلامی وارد کرد. این شجره خبیثه و شاخه­های برگرفته از آن، تاکنون نیز با تکفیر مسلمانان، در کشورهای اسلامی؛ مانند سوریه، عراق، یمن، نیجریه و... به عملیات تروریستی می­پردازند.

شکل­گیری این سازمان و تفکرات آن، ریشه در گروه­های جهادی و بنیادگرای مصری دارد و عناصر اصلی این گروه­ها، بیشترین تأثیرات را در شکل­گیری، سیر تطور و مدیریت القاعده داشتند.

مصر، مهد تفکر سلفیه جهادی

مصر همیشه به­عنوان کشوری تأثیرگذار از لحاظ فکری و فرهنگی در جهان عرب مطرح بوده است و اخوان‌المسلمین مصر با ‎نفوذترین جنبش بنیادگرای اسلامی، در این کشور است.

اخوان‌المسلمین در سال 1928 توسط «حسن البناء» در شهر اسکندریه مصر و با شعار سلف­گرایی و بازگشت به اسلام و تعالیم قرآن تأسیس شد. حضور سید قطب به‌عنوان یک ایدئولوگ، نقطه عطفی در حیات این جنبش بود که روح مبارزه با سیستم­های فاسد حکومتی و بنای حکومت اسلامی را در کالبد این جنبش دمید. تفسیر سید قطب از جهاد، با اسلام­گرایی اعتدالی حسن الهضیبی، مرشد عام اخوان‌المسلمین، کاملاً فرق داشت. [1]

اصول ایدئولوژیک سیدقطب که در کتاب‌هاي او، فراوان است، عبارتنداز:

سیستم اجتماعی سیاسی مسلط بر جهان اسلامی و غیر اسلامی معاصر،‌ سیستم جاهلیت آمیخته با گناه‎کاری، بی‎عدالتی، رنج و انکار ارشاد الهی است؛وظیفه مسلمانِ مؤمن این است که برای تبدیل جامعه جاهلی از طریق دعوت و جهاد به تجدید حیات اسلام دست بزند؛هدف نهایی مسلمانانِ متعهد، باید استقرار حاکمیت خداوند در روی زمین باشد، تا به این وسیله تمام گناهان و رنج‎ها برطرف شوند. [2]

سید قطب با تأثی از «مودودی» و با استناد به آیه شریفه (و من لم یحکم بما أنزل الله فأولئک هم الکافرون [3]) به این نتیجه رسید که جهان در دوران جاهلیتِ مدرن به­سر می­برد. جاهلیتی که برخاسته از جهل به مفهوم جمله «لا إله الا الله» و کنارگذاشتن حاکمیت مطلق الهی است. [4] منظور سید قطب از کفر و جاهلیت جوامع و حاکمان معاصر، کفرِ فقهی نبود و تنها اصطلاحی بود به‌معنای حاکم‌نبودن اسلام در جوامع، اما تفکرات سید قطب برداشت­های مختلفی را در میان مریدانش داشت که باعث شد شاخه­های جدیدی از میان بنیادگرایان و اخوانی­های مصر با تفکرات جهادی سر برآورند. گروه بزرگی از اخوانِ جوانِ مصر به رهبری «شیخ شکری احمد مصطفی» ضمن جداکردن خود از جامعه جاهلی، اعضای آن را تکفیر کردند. این گروه که خود را جماعت المسلمین ­خواندند، بعداً با نام «التکفیر» و «الهجره» معروف شدند. گروه­های دیگری نیز، مانند: الجهاد، التحریر الاسلامی، جماعت الحرکیه، شباب محمد، جماعت التکفیر و جماعت العزلة‌الشعوریة بر همین اساس شکل گرفتند و با برداشت­های خود از تفکرات سید قطب و متفکران مؤثر بر وی، مانند: ابن­تیمیه، حسن البناء و مودودی به جذب نیرو و فعالیت­های جهادی پرداختند. [5]

یکی از مهم­ترین تشکیلات جهادی مصر، سازمان جهاد اسلامی بود که مبارزه مسلحانه را محور فعالیت­های خود قرار داد. ایدئولوژی این سازمان را می­توان در کتاب «الفریضه الغائبه» نوشتة محمد عبدالسلام فرج یافت که یکی از اعضای اصلی و مؤسسان این سازمان به حساب می­آمد. وی در این کتاب با کفردانستن احکام و قوانین معاصر در کشورهای اسلامی، حاکمان این کشورها را مرتد خواند. سازمان جهاد اسلامی مصر در طول حیاتش اقدامات مهمی؛ مانند: ترور انور سادات، رئیس‌جمهور مصر در سال 1981میلادی، ترور ناموفق حسن الالفی وزیر کشور و عاطف صدقی نخست وزیر مصر در سال 1993 را در کارنامه خود ثبت کرده است و از سال 1993 هیچ عملیاتی در داخل مصر نداشته است. [6] ایمن الظواهری، سرکرده فعلی القاعده، رهبر سازمان جهاد اسلامی مصر بود که از سال 1992 با القاعده ادغام شد.

اصلی­ترین جنبش­های جهادی مصر، یعنی الجماعةالاسلامیة و جماعة‌ الجهاد، پس از ترور انور سادات (1981) وارد میدان نبرد در افغانستان شدند. اغلب رهبران جهادی مصر تحت تأثیر فشارهای حکومت حسنی مبارک مجبور به ترک خاک مصر و پیوستن به هم­فکرانشان در افغانستان شدند. چنانکه برخی جنبش­های جهادی از سوریه (به رهبری ابومصعب سوری)، لیبی، فلسطین، لبنان و حتی برخی اسلام­گرایان کُرد عراقی به این میدان گسیل شدند. [7]

ایمن الظواهری که در سال 1951 در مصر به‌دنیا آمد در چهارده سالگی به عضویت جماعت اخوان‌المسلمین در آمد،[8] اما وی به‌سرعت تحت تأثیر افکار سید قطب وارد تشکیلات نظامی الجهاد و الجماعه و پس از آن وارد سازمان جهاد اسلامی مصر شد و با فعالیت در این سازمان به رهبری آن رسید.

ایمن الظواهری کتاب «الحصاد المر»: الاخوان‌المسلمون فی سبعین عاماً را در رد فعالیت­های سیاسی جماعت اخوان‌المسلمین نوشت؛ در این کتاب جماعت اخوان را که معتقدند از طریق فعالیت­های سیاسی می­توان به تغییر دست­ یافت، انتقاد کرده است، اما با این همه بیشترین تأثیر بر افکار ایمن الظواهری، پس از ابن­تیمیه، به سید قطب تعلق دارد.

عبدالله عَزّام و افغان العرب

حمله ارتش سرخ شوروی به افغانستان در سال 1979میلادی و مقاومت مجاهدان افغان در برابر این هجوم، آمریکا را بر آن داشت تا از این فرصت استفاده کند و در راستای حفظ منافعش و جلوگیری از قدرت‌یافتن شوروی به فکر افتد. [9] ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور آمریکا در سال­های 1969 تا 1974، به پاکستان رفت و از اردوگاه­های نظامی مهاجران افغان در پاکستان دیدن کرد و کنگره آمریکا نیز حمایت همه­جانبه این کشور را از افغان­ها در مبارزه علیه شوروی تصویب کرد. [10] بر همین اساس آمریکا به این فکر افتاد تا با استفاده از پتانسیل مالی و نیروی انسانی موجود در کشورهای عربی و اسلامی به تقویت جبهه افغان­ها بپردازد و برای اولین بار آمریکا توانست با استفاده از نیروهای جهادی سلفی و احساسات دینی، آنان را به‌عنوان سلاحی غیرمستقیم در راستای پیش‎برد اهدافش در منطقه تجربه کند. با این کار، دیگر نیازی به ورود آمریکا در جنگی مستقیم با شوروی نبود و هزینه­های این جنگ، اعم از تلفات نیروها، اعتراضات داخلی و هزینه­های فراوان مالی از دولت آمریکا برداشته می­شد.

بر همین اساس آمریکا توانست با بسیج‌کردن دولت­های عربی حاشیه خلیج فارس و در رأسشان عربستان سعودی و ترساندن آن‌ها از گسترش کمونیست، این کشورها را وارد میدان کند و در راستای تأمین هزینه‌های مالی جنگ و همچنین ارسال نیروی داوطلب برای حضور در جنگ، از این کشورها حداکثر استفاده را ببرد. سازمان اطلاعات پاکستان، آی­اس­آی سهم عمده­ای در سازمان‎دهی و ارسال این نیروها و تجهیزات به خاک افغانستان بر عهده داشت. تا جایی­که شهر مرزی پیشاور پاکستان به دانشگاهی برای جهادگران سلفی تبدیل شده بود که با تفکراتِ مختلف در این شهر گرد هم آمده بودند و دو اصل «جهاد» و «بنیادگرایی اسلامی» عامل وحدت آنان شده بود. [11]

فعالیت­های عبدالله عَزّام

حضور جهادی­های افغان العرب­ در عرصه نبرد از سال 1984 آغاز شد؛ یعنی زمانی که عبدالله عزّام، عالم مسلمان فلسطینی، وارد میدان نبرد در افغانستان شد.

تأسیس دفتر خدمات که واگذاری و حمل‌ونقل کمک­ها و پشتیبانی­های لجستیکی را برای مجاهدان بر عهده داشت؛تأسیس «مجله الجهاد» که تریبون اصلی وی برای تبلیغِ جهاد در افغانستان بود؛تأسیس اردوگاه نظامی «صدی» در پاکستان، در نزدیکی مرز این کشور با افغانستان، جهت آموزش داوطلب­هایی که از کشورهای عربی گسیل شده­اند؛سفرهای متعدد تبلیغی و سخنرانی­هایی که در آن‎ها به جهاد برای حفظ سرزمین‌های مسلمانان تأکید می­کرد و این جهاد را واجب عینی اعلام می­کرد؛ [12]توجه به فرزندان شهدا و خانواده­هایشان، با تأسیس مرکز کفالت ایتام و زنان بیوه در افغانستان؛تأسیس کمیسیون علما برای صدور فتواها، در جهت برانگیختن همت­ها و زدودن شبهات در رابطه با جهاد در افغانستان؛ [13]در انتهای سال 1985 و اوایل سال 1986میلادی «اسامه‌بن‌لادن» شخصاً وارد عرصه جهاد در افغانستان شد. وی که تا این تاریخ تنها برای رساندن کمک­های مالی به پاکستان سفر کرده بود، این بار با تأسیس اردوگاهی نظامی عملاً وارد عرصه جهاد شد و در کنار عبدالله عزّام شروع به فعالیت کرد. [14] این دو به اتفاق یکدیگر، پادگان­های آموزش نظامی در نزدیکی مرز افغانستان برپا کردند که اولین پادگان آن‎ها «معسکر الانصار» نام داشت. [15]

تفکرات عبدالله عزّام و دیدگاهش در مورد جهاد متفاوت از دیدگاه بن لادن و ایمن الظواهری بود. وی جهاد را قاعده­ای می­دانست که برای نجات کشورهای مسلمان از هجوم کفار و دشمنان به‌کار می­رود. عزام معتقد است که اگر زن مسیحی در همسایگی تو، از جانب هر تجاوزگری در خطر قرار گرفت و از تو کمک خواست اگر به وی کمک نرسانی مرتکب گناه کبیره شده­ای. این در حالی است که بن­لادن و ایمن الظواهری جبهه‌ای را علیه تمام مسیحیان و یهودیان (حتی شهروندان بی­گناه) تأسیس کردند. اختلافِ دیگر در مسیر عبدالله عزّام با بن­لادن و الظواهری، ‌این بود که عبدالله عزّام که پیش از آمدن به افغانستان در جبهه مقاومت فلسطین علیه صهیونیست­ها فعالیت داشت، قائل بود که باید ادامة راه جهاد در مسیر مبارزه با صهیونیست­ها و آزادی فلسطین قرار گیرد. [16]

اختلافات میان عزّام و الظواهری به جایی رسید که جهادگران مصری به سرکردگی الظواهری به دشمنی با عزّام پرداختند و او را عامل سرویس­های جاسوسی آمریکا خواندند. آن‎ها به مسجد عزّام نمی­رفتند و در مسجدی دیگر، به‌نام مسجد هلال احمر کویتی نماز جمعه را اقامه می­کردند.

عبدالله عزّام که یک بار از سوء قصد بمب‌گذاری در مسجدش جان سالم به‌در برده بود، در نهایت به همراه دو فرزندش در راه رفتن به مسجدش [مسجد سبع اللیل در پیشاور] در اثر انفجار خودرو ترور شد؛[17] با ترورِ وی، عرصه کاملاً به‌دست تفکر خشن و تروریستی سلفی­های جهادی مصر افتاد.

حمله آمریکا به عراق در جنگ کویت و آشکار شدن کفر حاکمان عرب و علمایشان

افغان عرب­ها، پس از پایان یافتن جنگ در افغانستان، به فکر بازگشت به وطن­هایشان افتادند، اما بیشترِ آن‎ها در بازگشت به وطن ناکام ماندند و بن‌لادن نیز پس از بازگشت به عربستان سعودی و در جریان جنگ عراق با کویت زمانی که از پادشاه عربستان خواست که به‌جای تمسک به ارتش کفار [ارتش آمریکا] برای مقابله با صدام، با تشکیل سازمان جهاد اسلامی، استفاده از نیروهای مسلمان و اجرای اصل جهاد از دخالت بیگانگان و کفار در سرزمین‎های مسلمانان جلوگیری کند، از جانب رژیم سعودی مردود خوانده شد. همچنین تمام کسانی که بنا به اصل سیطره نیافتن کفار بر مسلمین با ورود نیروهای آمریکایی به خاک عربستان برای دخالت در کویت مخالف بودند، دستگیر شدند و جریان بیداری(الصحوه) نیز در عربستان سعودی بر همین اساس سرکوب شد. در همین رابطه، بن‌لادن نیز که فردی مخالف اقدامات سعودی محسوب می­شد و سابقه جهاد در افغانستان را داشت، مورد محدودیت امنیتی قرار گرفت و گذرنامه‌اش نیز مصادره شد. اما بن‌لادن توانست با کمک برخی افراد در خاندان سعودی، از عربستان به سودان نقل مکان کند و فعالیت­های خود را مبنی بر گسترش‌دادن جبهه جهاد اسلامی در قالب سازمان القاعده، در سودان پیگیری کند. [18]

حضور هزاران نیروی نظامیِ کفار در کشور عربستان برای مبارزه علیه یک کشور مسلمان دیگر که با چراغ سبزِ حکّام عربی و علمای عربستان و مصر صورت گرفت، خشم سلفیان جهادی را نسبت به این حکّام، بیش از پیش برانگیخت. همچنین مُهرِ تأییدی بود بر حکم کفر حکام که در کتاب‌های فکری سلفیان جهادی آمده بود. این امر که برای جهادی­های موجود در اردوگاه­های پاکستان گران تمام شد، بهانه­ای شد تا مسیر خشونت در گروه­های جهادی سرعت تندتری به خود بگیرد و مسلمان و غیر مسلمان را در دایره حکم خویش قرار دهد. [19]

تأسیس سازمان القاعده

پس از اینکه بن­لادن و اطرافیانش که اغلب جهادی­های مصری بودند، در خارج از افغانستان و در مبارزه با حکام و نظام‎های عربی شکست خوردند، بار دیگر به افغانستان و پاکستان بازگشتند؛ چون پناهگاهی جز این نیافتند و شکست در برابر نظام­های عربی، آن‎ها را به این نتیجه رساند که این شکست، نتیجه حمایت­های آمریکا و غرب از این رژیم­های دست‌نشانده است. بنابراین، راه بهتر آن است که با دشمن اصلی، یعنی آمریکا اعلام جنگ کنند. در واقع این نقطة تغییر مسیر در تفکر جهادی‎های مصر بود، چراکه آنان پیش از این بنا‎بر آیه (و قاتلوا الذین یلونکم من الکفار)، قائل بودند که ابتدا باید مبارزه را از دشمن نزدیک، یعنی حکام عرب شروع کرد، اما در این مرحله استراتژی آن‌ها تغییر کرد و دشمنِ دور، در جهاد اولویت یافت. [20]

بر همین اساس در 23فوریه1998 بن­لادن و همراهان مصریش تشکیلاتی را با نام «الجبهه الاسلامیه العالمیه لقتال الیهود و الصلیبیین» بنا کردند که بعداً با نام القاعده شهرت یافت. این تشکیلات بعد از گذشت چند ماه از تأسیسش، دو سفارت آمریکا را با عملیات انفجاری مورد هجوم قرار داد. [21]

تشکیلات القاعده در دهه نود، روزبه‌روز گسترش یافت و پس از تشکیل و روی‌کار آمدن امارت اسلامی طالبان در افغانستان(1994) و بر قراری ارتباط میان طالبان و سازمان القاعده، پیروان تفکرات جهادی‌سلفی، گروه‌گروه خود را به این امارت اسلامی رساندند و به عضویت القاعده در آمدند.

بین سال­های 2000 تا 2001 که طالبان توانست قدرت خود را بر افغانستان سیطره دهد، بن‌لادن نیز با گسترش القاعده در تدارک عملیاتی در خاک ایالات متحده بود و توانست در سال 2001 عملیات یازده سپتامبر را رقم بزند. اقدامی که در پی آن، القاعده محور توجه رسانه­ها و ملت­های جهان شد و جنگ صلیبی مورد نظر رئیس‌جمهور آمریکا، بوش پسر آغاز شد.

ریشه­‌های فکری القاعده و نفوذ جهادی­های مصر

در واقع می­توان محوریت اصلی تفکرات منحرف جهادی و تروریستی در عصر حاضر را به ابن­تیمیه نسبت داد، چراکه کتاب­ها و عقاید وی بیشترین تأثیر را بر نیروها و عوامل جهادی سلفی، مانند: بن­لادن داشته است. [22] افکار ابن‌تیمیه در رد عقل­گرایی، پرداختن به ظواهر و تقلید کورکورانه از سلف صالح، جمود فکری، تکفیر صاحبان مذاهب و افکار دیگر و لزوم جهاد علیه آن‎ها، برخی از تأثیرات ابن­تیمیه بر سلفیان جهادی است که در گفتار و عملکردشان موج می­زند.

بن­لادن با نقل گفتاری از ابن­تیمیه که او را «شیخ الاسلام» توصیف می­کند، می­گوید: اوجب واجبات پس از ایمان، دفع دشمن و نبرد با اوست و امروزه جهاد علیه کفار و دفع شر آن‎ها از مسلمانان در فلسطین و سایر کشورهای اسلامی بر تمام امت واجب است. [23] در مرحلة دوم و با نگرشی به آرمان برپایی خلافت اسلامی در تفکرات سلفیان جهادی، می­توان تفکرات ابوالاعلی مودودی و سید قطب، از رهبران جماعت اخوان‌المسلمین مصر را پس از ابن­تیمیه، مؤثرترین افکار در شکل­گیری تفکر سلفی جهادی دانست.

در واقع القاعده از طرفی اخوان‌المسلمین را به‌دلیل نپرداختن به جهاد مسلحانه علیه رژیم­های عربی منطقه محکوم می‎کند و از جانب دیگر نیز وهابیت و منهجی از سلفیه را که خروج بر حاکم و قیام علیه ولی­امر را حرام می­دانند، محکوم می­کند و مبلغان این منهج را «وعاظ السلاطین» می­نامد. [24]

مهم­ترین دیدگاه­ها و تفکرات رهبران القاعده

بازگشت به اسلام اصیل که برگرفته از قرآن و سنتِ سلف صالح، که شامل سه نسل پس از پیامبر اکرم است؛وجوب جهاد علیه کفار بر تمام مسلمانان و احیای این فریضه الهی که دراین‌رابطه به فتوای ابن­تیمیه بر وجوب جهاد در برابر لشگر مغول استناد کرده­اند و جهادی­های مصری نیز در همین راستا کتاب­هایی، مانند: الفریضه‌الغائبه‌(محمد عبدالسلام فرج) و العمده فی اعداد العده(سید امام) را نوشتند. بر این اساس، جهاد به هر نحوی و برای هرکس به اندازه توانش در مسیر مبارزه با کفار و دفع شرشان، واجب است. مسئله جهاد، نقطه افتراق میان سلفیه جهادی و سایر اسلام­گرایان، مانند: جماعت اخوان‌المسلمین در مصر است، چراکه سلفیان جهادی برای احیای حکومت اسلامی و سرنگونی حکام عرب، تنها راه را جهاد دانسته و روش­های دیگر را مردود و حتی حرام می­دانند. چنانکه علی بلحاج در کتاب «الدمغه ‌القویه ‌لنسف عقیده‌ الدیموقراطیه» دموکراسی را حرام می­داند، چراکه حکومت مردم است، حال آنکه در اسلام، تنها خدا حاکم است. [25]خلافت اسلامی: لزوم برپایی حکومت خلافت اسلامی بر مبنای احکام اسلامی که ضامن اجرای تمام حدود و احکام اسلامی در سرزمین‎های مسلمانان باشد. برپایی حکومت اسلامی، پس از سقوط عثمانی و شروع دوره استعمار به آرمان اسلام­گرایان و بنیادگرایان در کشورهای اسلامی مبدل شد. دراینرابطه عبود الزمر، از رهبران جماعت جهاد در مصر در سال 1981، می­گوید: هدف این جماعت این است که جمهوری اسلامی، مانند: جمهوری اسلامی ایران را در مصر ایجاد کند. [26]کفر حکّام: خائن‌ دانستن تمام حکومت­های عربی و توصیف حاکمان عرب به ارتداد و سرسپردگی غرب. بن­لادن دراین­رابطه می­گوید: «ما حق داریم بپرسیم چه فرقی است میان کرزای عجم (رئیس‌جمهور افغانستان که به عقیده القاعده دست­نشانده آمریکا است) و کرزای عرب؟ چه کسی حکام کشورهای عربی را نصب کرده است و حمایت می‎کند؟ این صلیبی­ها هستند که کرازی افغانستان، کرزای پاکستان، کرزای کویت، کرزای بحرین و کرزای ریاض را نصب کرده­اند.» [27]

ایمن الظواهری، سرکرده القاعده در کتابی که با عنوان «الرد علی الشبهه الخطیره‌ للشیخ الالبانی بشأن السکوت عن الحکام المرتدین» بر لزوم سرنگون‌کردن حکام کافر و مرتد عربی تأکید می­کند. وی همچنین در کتاب «الحوار مع الطواغیت مقبره ‌الدعوه ‌و الدعاه» در تکفیر حکام عرب نوشته: «أما کونهم کفاراً مرتدین فلقوله تعالی و من لم یحکم بما أنزل الله فأولئک هم الکافرون.» [28] دکتر عبدالقادر عبدالعزیز نیز در کتاب «العمده فی اعداد العده»‌ در فقره پانزدهم نوشته است: «الحکام الذین لایحکمون بشریعه ‌الاسلام فی کثیر من بلدان المسلمین فهؤلاء کفار ... و کل من شارک فی وضع القوانین الوضعیه أو حکم بها فهو کافر کفراً أکبر مخرجاً من ملة‌ الاسلام و إن أتی بأرکان الاسلام الخمسه ‌و غیرها.» [29]

اولویت جهاد علیه دشمن دور(العدو البعید اولی من العدو القریب): سازمان القاعده با اعلام جهاد جهانی، علیه آمریکا و یهود در واقع دیدگاه جهادی خود را تغییر داد، چراکه پیش از این همان گروه­های جهادی که القاعده را تشکیل دادند و پیش از آن در سایر کشورهای اسلامی به­ویژه در مصر حضور داشتند، قائل به استراتژی «العدو القریب اولی من عدو البعید» بودند.

آن‎ها با تمسک به آیه (أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّار [30]) بر این باور بودند که ابتدا باید حکومت‎های دست­نشانده عربی را که نمایندگان غرب در کشورهای اسلامی هستند، سرنگون کرد و پس از آن می­توان به مبارزه با هجوم غرب پرداخت.

اما سران سازمان القاعده به این نتیجه رسیدند که باید مستقیم به مبارزه مسلحانه علیه آمریکا بپردازند، ‌تا جایی که در ابتدا عنوان «الجبهه‌الاسلامیه العالمیه لمواجهه الصلیبیین و الیهود» را بر تشکیلات خود نهادند.[31]

تکفیر تبعی: سازمان القاعده اعلام کرد که در جنگ علیه آمریکایی­ها هیچ فرقی میان دولت و شهروندان آمریکا قائل نیست و هرکس تبعه کفار باشد؛ بدین معناست که از اقدامات آن‎ها رضایت دارد و بنابراین او نیز کافر است و باید کشته شود. با این حکم در واقع مسلمانانی که تبعه کشور آمریکا هستند، کافر قلمداد شده­اند. [32]موضع القاعده در برابر مسئله فلسطین: سران القاعده در طول فعالیت این سازمان، تا‎کنون جز شعار، چیزی برای فلسطین به ارمغان نیاورده­اند. در واقع مسئلة فلسطین تنها به‌عنوان شعاری در جهت کسب محبوبیت در میان ملت­های مسلمان و جذب کمک­های مالی و نیروهای انسانی ملت­های مسلمان بوده است. عبدالقادر بن‌عبدالعزیز یا دکتر فضل، صاحب کتاب«الجامع فی طلب العلم الشریف» و یکی از جهادی­های سلفی که در افغانستان حضور داشته است، در این‎‌رابطه می­گوید: فلسطین مسئله­ای است که احساسات مسلمانان را بر می‌انگیزد و از همین رو بن‎لادن و ایمن الظواهری با استفاده از این مسئله، تنها برای به‌دست آوردن جایگاه و محبوبیت در میان مسلمانان از آن بهره بردند، اما جز حرف چیزی برای فلسطین نداشتند. [33]

گستره سازمان القاعده

سازمان القاعده پس از یازده سپتامبر به‌سرعت گسترش یافت و در اکثر کشورهای منطقه نفوذ کرد و مهم‌ترین شاخه­‌هایش عبارتنداز:

القاعده در جزیرة‌ العرب: اولین شاخه القاعده خارج از افغانستان که مهم­ترین شعارش این بود: «أخرجوا المشرکین من جزیرة العرب»؛ در عربستان به‌وجود آمد. این شاخه به رهبری یوسف العییری اداره می­شد که بین سال­های 2003 تا 2008، عملیات­هایی نه­چندان بزرگ را در عربستان انجام داد. القاعده در عربستان سعودی با برخورد سخت پلیس عربستان سعودی مواجه شد و در سال 2003 اولین سرکرده این تشکیلات در درگیری با نیروهای دولتی کشته شد و در سال 2008 نیز در اثر فشارها و حملات پلیس سعودی بیشتر رهبران و نیروهای اصلی القاعده از این کشور گریختند که اکثرشان به یمن رفتند و بر همین اساس، شاخه القاعده در عربستان با شاخه یمنی این سازمان، ادغام شدند. [34]

القاعده در یمن: ابو الحسن المحضار از اولین رهبران القاعده در یمن بود که توانست با جذب جوانان سلفی یمن در منطقه مراقشه میان دو استان «شبوه» و «أبین»، آن‎ها را تحت آموزش­های نظامی قرار داده و در اقدامات مسلحانه از آنان استفاده کند.

اولین رهبر رسمی القاعده در یمن ابو‎علی الحارثی نام داشت که با بمب هواپیماي بدون سرنشین آمریکایی در سال 2002از پای در آمد و القاعده یمن نیز به تلافی این ضربه، نفت‎کش فرانسوی لامبرگ را هدف قرار داد.

در دسامبر 2009 شاخه القاعده در جزیره‌العرب با القاعده یمن تحت عنوان «تنظیم القاعده فی جزیره العرب» تلفیق شد و با ابی بصیر ناصر الوحیشی به‌عنوان رهبر این جریان در جزیره العرب بیعت کرد. [35]

القاعده در کشورهای مغرب اسلامی: تحت عنوان «القاعده فی بلاد المغرب الاسلامی» که بعد به «القاعده فی المغرب العربی» تغییر یافت، ابتدا در موریتانی و سپس در مالی و نیجریه حضور یافت که تا سال 2011 بیش از 1200 عملیات تروریستی شامل ترور، کشتار، انفجار و گروگان­گیری را در کشورهای الجزایر، لیبی، تونس، موریتانی، نیجریه، مالی و چاد انجام داد که منجر به کشته‌شدن دو هزار نفر و مجروح‌شدنِ بیش از شش هزار نفر و آسیب‌رساندن به زیرساخت­‌های این کشورها شد.

تعداد عملیات القاعده در مغرب عربی تا سال 2011 به شرح زير است:

938 عملیات در الجزایر

58 عملیات در چاد

41 عملیات در مالی

35 عملیات در نیجریه

20 عملیات در موریتانی

7 عملیات در مراکش

3 عملیات در تونس

1 عملیات در لیبی [36]

القاعده در عراق: تشکیلات القاعده فی بلاد الرافدین که به رهبری ابو مصعب زرقاوی اداره می­‌شد، پس از گذشت زمان و کشته‌شدن زرقاوی به تأسیس دولت اسلامی عراق به رهبری ابوعمر البغدادی منجر شد که از القاعده استقلال یافت، اما همگام با آن حرکت می­‌کرد. در جریان بحران در سوریه و بروز اختلاف میان داعش و جبهه النصره که نماینده القاعده در سوریه به‌حساب می­‌آمد، عملاً تشکیلات داعش رو‎به‎روی القاعده قرار گرفت و به نزاع با این سازمان پرداخت.

القاعده همچنین در پاکستان، سوریه، لبنان و برخی از کشورهای غربی نیز سعی بر گسترش و انجام اقدامات تروریستی دارد که در این نوشتار مجالی برای پرداختن به سایر شاخه­‌های القاعده نبود.

نویسنده: احمد ربیعی­‌فر

______________________________________________________

منابع

إیاد عبدالحمید،پایان نامه معالم التربیه الجهادیه فی ضوء کتابات الشیخ عبدالله عزام، دانشگاه اسلامی‎غزه، غزه2008م.سعود المولی،الجماعات الاسلامیه‌ و العنف، المسبار، چاپ اول، دبی2012.عبدالباری عطوان،القاعده؛ التنظیم السری، دارالساقی، چاپ سوم، بیروت2012.عبدالرحیم علی،حلف الارهاب تنظیم القاعده من عبدالله عزّام إلی أیمن الظواهری،‌ مرکز المحروسه، چاپ دوم، [بی­جا] ‌2005.کمیل الطویل،القاعده و اخوات‌ها؛ قصه الجهادیین العرب، دارالساقی، چاپ اول،‌ بیروت2007.گروهی از نویسندگان تحت اشراف عبدالغنی عماد،الحرکات الاسلامیه فی الوطن العربی، مرکز الدراسات الوحده‌العربیه، بیروت2013.گروهی از نویسندگان،السلفیه؛ النشأه، المرتکزات، الهویه، معهدالمعارف الحکمیه، بیروت2004.یدالله امیدی،القاعده تاریخچه پیدایش، مبانی فکری و عملکرد آن، جوهر حیات، چاپ اول، ایران1390.هرایر دکمجیان،جنبش­‌های اسلامی معاصر در جهان عرب، ص 165 تا 166.همان، ص 166 تا 167.مائده،‌ آیه 44.سعود المولی،الجماعات الاسلامیه و العنف، ص 458.همان، ص 168 تا 170.یدالله امیدی،القاعده، ص 29.سعود المولی، پیشین، ص 688.عبدالباری عطوان، پیشین، ص 99.کمیل الطویل،القاعده و اخوات‌ها، ص13 تا 14.سعود المولی،الجماعات الاسلامیه و العنف، ص 681 تا 682.همان، ص685.همان، ص 686.ایاد عبدالحمید عقل،پایان‌نامه معالم التربیه الجهادیه فی ضوء کتابات الشیخ عبدالله عزام، ص 32.همان، ص687.گروهی از نویسندگان،الحرکات الاسلامیه فی الوطن العربی، ج2، ص 1311.عبدالرحیم علی،حلف الارهاب تنظیم القاعده من عبدالله عزام الی ایمن الظواهری، ج1، ص 163 تا 172.ایاد عبدالحمید عقل، پیشین، ص 27 تا 28.همان، ص 1317.سعود المولی،الجماعات، ص 692 تا 693.کمیل الطویل، ص 285.همان.عبدالباری عطوان،القاعده التنظیم السری، ص 93.گروهی از نویسندگان، پیشین، ‌ص 1398 تا 1399.همان، ص 1415 تا 1416.گروهی از نویسندگان،السلفیه‌؛‌النشأه‌، المرتکزات، الهویه، ص 135.همان، ص 123.عبدالرحیم علی،حلف الارهاب، ج2، ص138.گروهی از نویسندگان، پیشین، ص 127 تا 128.همان، ص 128.توبه، آیه 123.اما گروه­هایی مانند داعش با ادعای احیای خلافت اسلامی، به تفکر «العدو القریب اولی من العدو البعید» روی آوردند.گروهی از نویسندگان، پیشین، ص1294 تا 1299.گروهی از نویسندگان، پیشین، ص 1300.گروهی از نویسندگان،الحرکات، ص 1417 تا 1424.همان، ص 2381 تا 2385.همان، ص 1583 تا 1600.

گروه تروریستی جتدالله (ریگی)

تاريخچه

موسس اين گروه عبدالمجيد(عبدالمالک) ريگي شفا فرزند آزاد متولد 1361 در زاهدان است که به ‌لحاظ اعتقادي سني حنفي با گرايش ديوبندي است. او مدت کوتاهي در حوزه‌هاي ديني داخل استان سيستان‌وبلوچستان از جمله مدرسه علميه «عين‌العلوم گُشتِ سراوان» تحصيل کرد و سپس به پاکستان رفت و مدت اندکي هم در مدرسه «فاروقيه» ادامه تحصيل داد.

ريگي قبل از تشکيل گروهک جندالشيطان در سال 1374 در گروهک سپاه محمدرسول‌الله به سرکردگي مولابخش درخشان معروف به «مولوک» به‌مدت يک سال عضويت داشت و مدتي در قندهار افغانستان همراه گروهک طالبان بود .وي در آذرماه1381‌ براي شرکت در جماعت تبليغي به کردستان رفت ولي در شهر مريوان دستگير شد و به‌مدت يک‌ماه در همدان توسط دادسراي ويژه روحانيت بازداشت شد.

وي در دي‌ماه1381 به همراه چند نفر از دوستان طلبه خود که در افغانستان باهم بودند، تصميم گرفتند براي آنچه که «احقاق حقوق اهل‌سنت» و مبارزه با جمهوري اسلامي ايران مي‌ناميدند، هم‌پيمان شوند؛ لذا گروهي به‌‌نامِ جندالله را تشکيل داده و عبدالمالک را به‌عنوان امير خود انتخاب کردند.

سنگ بناي اوليه گروهک تروريستي جندالشيطان در سال 1382 گذاشته شد آنجا که آن‌ها در اقدامي تروريستي خودروي الگانس نيروي انتظامي را منهدم کردند و از آن موقع گروهک «جندالله» فعاليت تروريستي خود را آغاز کرد. اين گروهک که فعاليت‌هاي خود را به‌صورت مخفيانه و زيرزميني ادامه مي‌داد، با انجام اقدامات تروريستي ديگري در همان سال از جمله: حمله به پايگاه مقداد در خاش، گروگان‌گيري اتباع هندي، هلندي و آلماني، خواسته‌هايش را مطرح و موجوديت خود را اعلام کرد.

سپس از عنوان «جنبش مقاومت مردمي ايران» براي معرفي خود استفاده ‌کرد تا اهداف و برنامه‌هاي تروريستي خود را در پشت اين نام عوام‌فريب پنهان کند .

اين گروهک تروريستي در پوشش فعاليت‌هاي حقوق‌بشري و با عنوان دهان‌پرکن حمايت از حقوق اهل‌سنت و قوم بلوچ، اهداف و برنامه‌هاي خود را دنبال کرد. از جمله اهداف اصلي اين گروهک مي‌توان به ايجاد تفرقه بين اقشار جامعه اسلامي با برجسته‌‌کردن اختلافات بين شيعه و سني، تشديد اختلافات قومي و تأکيد بر مهاجرت اجباري شهروندان غيربلوچ از منطقه بلوچستان، تجزيه و جداسازي بلوچستان ايران و تشکيل بلوچستان آزاد و... اشاره کرد.

اين گروه اقدامات تروريستي متعددي از جمله ترور، بمب‌گذاري، عمليات انتحاري، آدم‌ربايي به قصد اخاذي، سرقت مسلحانه، تيراندازي به نيروهاي گشتي و پليس و عواملي ازاين‌دست را مرتكب شد و با اين اقدامات سعي در تحميل اهداف و برنامه‌ها و خواسته‌هاي بعضاً سياسي خود به دولت مركزي را داشت .

اين گروهک از ابزارهاي رسانه‌اي مختلفي همچون سايت‌ها و وبلاگ‌هاي اينترنتي، مصاحبه با شبکه‌هاي تلويزيوني فارسي و عربي همانند شبکه‌هاي العربيه، پارس و... استفاده و اهداف و برنامه‌هاي خود را از اين طريق منتشر مي‌کرد. محل استقرار اين گروهک تروريستي در «ايالت بلوچستان پاکستان» بود .

چارت سازماني گروهک تروريستي جندالشيطان

چارت اوليه اين گروه را معاونت‌هاي مختلفي تشکيل مي‌داد که وقتي اطلاعيه‌هاي منتشرشده آن‌ها را مرور مي‌کنيم متوجه مي‌شويم که آن‌ها داراي ساختاري تشکيلاتي، هد‌فمند و سازمان‌دهي شده بودند که براي تمامي اعضاي گروهک، نقش و جايگاه ويژه‌اي تعريف کرده بودند که آموزش‌هاي نظامي از جمله آموزش کار با مواد منفجره و بمب‌گذاري، اجراي طرح‌هاي گروگان‌گيري، اطلاعاتي، عقيدتي و... نيز توسط فرماندهان اصلي آن‌ها و سازمان‌هاي اطلاعاتي خارجي به آنان داده مي‌شد .

چارت اوليه آن‌ها شامل آموزش، جذب و جمع‌آوري مالي بوده است که در مرحله اول، حدود بيست‌ميليون‌تومان از طريق فروش جواهرات و پس‌اندازها جمع مي‌کنند. براي نيرو هم حدود 15 نفر از جوانان و طلاب علوم ديني را جذب مي‌کنند و با هماهنگي القاعده و تحت پوشش مبارزه با آمريکا در ابتدا 16 نفر از نيروهاي جذب‌شده را به «وزيرستان پاکستان» براي آموزش اعزام مي‌کنند که آن‌ها پس‌از گذراندن شش ماه آموزش نظامي انواع سلاح‌هاي سبک و نيمه‌سنگين، ساخت مواد منفجره و بمب‌گذاري به داخل کشور بازمي‌گردند.

بر اساس اعترافات عبدالمالک ريگي پس از دستگيري، رهبري اين گروهک را در عرصه بين‌المللي، سرويس‌هاي اطلاعاتي کشورهاي بيگانه از جمله آمريکا، پاکستان، عربستان، امارات، بحرين، انگليس و اسرائيل به‌عهده دارشتند که با مقاصد خصمانه خود اين گروهک را هدايت و پشتيباني مي‌کردند و از مهم‌ترين اهداف آنان برهم‌زدن امنيت در سطح منطقه و ضربه‌زدن به نظام جمهوري اسلامي بود.

سرکرده اين گروهک، عبدالمالک(عبدالمجيد) ريگي شفا در اواخر سال 1388 در يک عمليات پيچيده اطلاعاتي دستگير و در سال 1389 اعدام شد و اکنون سرکرده اين گروه فردي به‌نامِ محمد ظاهر تنيده نارويي است.

پس‌از اعدام سرکرده گروهک تروريستي جندالشيطان، اين گروهک با مشکلات فراواني مواجه شده است و لذا براي فرار از فشارهاي بين‌المللي، سياسي و افکار عمومي جامعه اهل‌‌سنت، گروه‌هايي به‌موازات گروهک تروريستي جندالشيطان تشکيل داده است که عبارتند از: گروهک جيش‌العدل؛ گروه‌هاي جيش‌الفاتح و جيش‌الحسين و حرکت انصار ايران؛ سپاه صحابه ايران.

 


گروهک تروریستی «جیش العدل»

 

جيش‌العدل يک گروه شبه‌نظامي تروريستي تندروي وهابي‌مذهب مي‌باشد. اين گروه بعد از نابودي جندالله، شروع به فعاليت و اعلام موجوديت کرد. رهبري اين گروه را عبدالرحيم ملازاده (صلاح‌الدين فاروقي) به‌عهده دارد. اين گروه تروريستي تاکنون مسئوليت چند قتل و ترور در نواحي شرقي استان سيستان‌وبلوچستان را بر عهده گرفته است. گروهک جيش‌العدل، با آموزه‌هاي سلفي و باورهاي وهابي از جمله حاميان تکفيري‌هاي معارض در جنگ سوريه است و يکي از دلايل اقدامات تروريستي خود عليه جمهوري اسلامي را حمايت از تکفيري‌هاي سوري و تروريست‌هاي معارض دولت سوريه اعلام کرده است.

جيش‌العدل سه شاخه نظامي دارد که براي سه منطقه در جنوب شرق ايران توسط اين گروه پيش‌بيني شده است. تمامي اين گروه‌ها در اطراف خط مرزي ايران و پاکستان فعاليت مي‌کنند تا بلافاصله پس از عمليات به خاک پاکستان بگريزند. گروه نظامي با نام عبدالملک ملازاده در محدوده شهرستان سرباز و راسک و گروه نظامي شيخ ضيايي در محدوده سراوان و گروه مولوي نعمت‌الله توحيدي در محدوده ميرجاوه و زاهدان فعاليت مي‌کنند. گروه نعمت‌الله در اولين عمليات‌هاي خود، يکي از اصلي‌ترين اعضايش را به‌نامِ زبير اسماعيل‌زهي از دست داد و تاکنون موفقيت امنيتي خاصي کسب نکرده است. بار اصلي عمليات‌هاي جيش‌العدل بر عهده گروه عبدالملک و شيخ ضيايي در مناطق سراوان و سرباز مي‌باشد که راه‌هاي گريز و صعب‌العبور مرزي دارد. اين دو گروه به‌صورت چريکي عمل مي‌کنند و از روش‌هاي کمين و بمب‌هاي ريموت‌دار، کنترلي و مين‌هاي جاده‌اي استفاده مي‌کنند. اين گروه يک شاخه اطلاعاتي با نام زبير اسماعيل‌زهي نيز راه‌اندازي کرده است که عمده مأموريت آن شناسايي چهره‌هاي اهل‌سنت همراهِ نظام و ترور آن‌ها مي‌باشد و در طرف مقابل حمايت از علماي وهابي و وابسته به سرويس‌هاي اطلاعاتي است. نکته قابل تأمل و بررسي اين است که گروهک جيش‌العدل تاکنون عمليات موفق انتحاري نداشته است.

اقدام‌هاي تروريستي

در 4شهريور1391، جيش‌العدل مدعي شد در يک درگيري مسلحانه ده‌ها تن از اعضاي سپاه پاسداران را به شهادت رسانده است. در 18مهر1391 نيز در اطلاعيه‌اي اعلام کرد که 10 عضو سپاه پاسداران را به شهادت رسانده است.

کشتار مرزبانان ايراني

اعضاي اين گروه در تاريخ 3آبان1392 حمله‌اي غافلگيرکننده به يک گشت مرزباني در منطقه مرزي سراوان نمودند که در پي اين کمين 14 نفر از مرزداران ايران به شهادت رسيدند و 7 تن ديگر نيز مجروح گشتند. مهاجمان پس از حمله از مرز ايران و پاکستان عبور کرده و در کشور پاکستان مخفي شدند. در بيانيه منتشر شده در وبلاگ رسمي اين گروه، علت اين اقدام تروريستي «دفاع از جوانان بلوچ» و همچنين مداخله ايران در جنگ داخلي سوريه عنوان شد. از ميان 14 پليس مرزبان ايراني، 12 نفر سرباز وظيفه و 2 نفر از پرسنل کادر نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران بودند.

ربودن مرزبانان ايراني

جيش العدل در بهمن 1392 پنج مرزبان ايراني را در نزديکي مرز ايران و پاکستان ربوده و مدتي بعد عکسي از آن‌ها را نيز منتشر ساخت. بعدها گزارش قتل يکي از مرزبانان و تهديدهاي جيش‌العدل مبني بر قتل چهار مرزبان ديگر منتشر شد. جيش‌العدل در مقابل آزادي ربوده‌شدگان، خواستار آزادي پنجاه عضو زنداني اين گروه، دويست نفر از شهروندان سني‌مذهب زنداني در ايران و پنجاه نفر از زنان سني، شده بود که به گفته جيش‌العدل در سوريه در بازداشت سپاه پاسداران بوده‌اند.

19بهمن1392 گروه جيش‌العدل ويدئويي را در توئيتر بارگذاري کرد که در آن تصاويري از 5 نفر مرزبانان ايراني حاضر در مرز ايران و پاکستان را به نمايش گذاشت که توسط افراد اين گروه ربوده شده و به پاکستان برده شده بودند.

در تاريخ 4 فروردين1393 خبر کشته شدن يکي از مرزبانان ربوده‌شده به‌نامِ جمشيد دانايي‌فر منتشر شد؛ اما با پيدا نشدن جسد وي، سرنوشت جمشيد دانايي فر متولد 1366، همچنان در هاله‌اي از ابهام قرار دارد.

جيش‌العدل طي اعلاميه‌اي در تاريخ 15 فروردين 1393، اعلام کرد با پا در مياني علماي اهل سنت مرزبانان گروگان را آزاد کرده است.

همچنين اين گروه مدعي شد در سه عمليات در فروردين 1393 تعدادي از نيروهاي وابسته به سپاه پاسداران و نيروي انتظامي را در مسير ايرانشهرسرباز به شهادت رسانده است و در عملياتي ديگر به يک دستگاه کاميون حامل مواد غذايي در محدوده شهرستان سرباز حمله و دو تن را نيز به شهادت رسانده است.

همچنين در 15 ارديبهشت اين گروهک در عملياتي به بازارچه مرزي کوهک حمله کرد و پست بازرسي بازارچه را مورد هدف قرار داد که به‌ظاهر تلفاتي نداشته است.

مقامات آمریکا "عبدالرحمن الشلبی" محافظ شخصی اسامه بن لادن سرکرده سابق القاعده را آزاد و تاکید کردند الشلبی اکنون بعد از 9 سال اعتصاب غذای نامحدود، می تواند به زادگاه خود عربستان بازگردد.

جنایت‌های وحشیانه "داعش" به حدی وحشتناک است که یکی از اعضای آمریکایی عضو "القاعده" در پیامی اعلام کرده است که اگر این گروه تروریستی به اقداماتش ادامه دهد، پس از مرگ، بهشت از آن آنها نخواهد شد.

گروهک‌های تروریستی «جیش‌الفاتح، جیش‌الحسین، حرکت انصار ایران معرفی میگردد.

صفحه1 از2
تمامی حقوق این پایگاه، نزد دیده بان مبارزه با تروریسم محفوظ است.
طراح سایت: رامندسرور

آگاهی از آخرین اخبار رصد شده

تماس با ما
  1. نـــام
    لطفا اجازه دهید نامتان را بدانیم.
  2. ایمیل
    Please let us know your email address.
  3. پیام(*)
    پیام مورد نظرتان را وارد کنید.
  4. کدامنیت(*)
    کدامنیت
      مجددکد امنیتی را اشتباه وارد نموده اید.